سر فرصت!
◷
تاریخ انتشار: 1405/6/3 | ساعت: 19:18
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبوداز آب رفته هیچ نشانی به جو نبود مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سوددیگر به چاک سینه مجال رفو نبوددیگر شکسته بود دل و در میان ماصحبت به جز حکایت سنگ و سبو نبوداو بود در مقابل چشم ترم ولیآوخ که پیش چشم دلم دیگر او نبودحیف از نثار گوهر اشک ای عروس بختبا روی زشت زیور گوهر نک...
تلخ و شیرین
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر استپیغام آشنا، نفَسِ روحپرور است هرگز وجودِ حاضرِ غایب شنیدهای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر استشاهد که در میان نبُوَد، شمع گو: «بمیر»چون هست، اگر چراغ نباشد منوّر استاَبنای روزگار به صحرا روند و باغصحرا و باغِ زندهدلان، کویِ دلبر استجان میروم که در قدم اندازمش ز...
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوانز جان، ای دوست، مهر تو جدا کردن توان؟ نتوان اگر صد بار هر روزی برانی از بر خویشمشد آمد از سر کویت رها کردن توان؟ نتوانمرا دردی است دور از تو، که نزد توست درمانشبگویی تو چنین دردی دوا کردن توان؟ نتواندریغا! رفت عمر من، ندیدم یک نفس رویتکنون عمری که فایت شد قضا ...
قسم به فقر
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
خانهای روی کوهِ یخ بودنعمری از آفتاب ترسیدنشکل یک تکه سیبِ کرمزدهگوشهی میوهها پلاسیدنزندگی دردناک شد، مثلِعسل از روی خار لیسیدن!در افق هم نمیرسیم به همما که تقدیرمان موازی بودزندگی نکبتی حقیقی داشتگرچه دنیای ما مجازی بوداز می و غمزه شعر میگفتیمادبیات خالهبازی بود!گوشهی هفتشین شراب بخورسالِ...
تاریخ میخْکوب شد اینجا
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
و ناگهان، سر هر سفرهای یک کم شدو پای سفره خوراک تمام ما غم شدچراغهای اتاق یکی که شد خاموشتمام خانه، سیهپوش شد، محرم شد یکی که از همه ما پرندهتر، پر زدیکی که مثل گلی پاک بود، پرپر شدکمد که باز شد از بوی عطر معصومشحیاط مرده پر از رنگ و بوی مریم شدو کل کشید زنی در سماع خون بارشصدای مویه و سنج و دما...
روزِ نو
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماندچنان نماند، چنین نیز هم نخواهد ماند من ار چه در نظرِ یار خاکسار شدمرقیب نیز چنین محترم نخواهد ماندچو پردهدار به شمشیر میزند همه راکسی مُقیمِ حریمِ حَرَم نخواهد ماندچه جایِ شُکر و شکایت ز نقشِ نیک و بد است؟چو بر صحیفهٔ هستی رقم نخواهد ماندسرودِ مجلسِ جمشید گفتهان...
خاک خونی
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
خورشيد گم شد و شبِ موعودِ مستهاشب آمد و جماعتِ قدّاره دستهااندوهِ مبهمی همهجا را گرفته بوددودی جهنّمی همهجا را گرفته بودما در ميانِ خون و هياهو رها شديمدر تيغههای خونیِ چاقو رها شديم...در زخمهای سرخِ تنِ مردهای دهدر پرسهی شبانهی ولگردهای دهدر بچههای كوچکِ يک مشت استخواندر دستهای خونیِ مزد...
شعله
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفتداد خود را زان مه بیدادگر خواهم گرفت چشم گریان را به طوفان بلا خواهم سپردنوک مژگان را به خوناب جگر خواهم گرفتنعرهها خواهم زد و در بحر و بر خواهم فتادشعلهها خواهم شد و در خشک و تر خواهم گرفتانتقامم را ز زلفش مو به مو خواهم کشیدآرزویم را ز لعلش سر به سر خواهم گرفتیا ب...
جان دگرم بخش
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/15 | ساعت: 5:30
از ضعف به هر جا که نشستیم وطن شدوز گریه به هر سو که گذشتیم چمن شد جان دگرم بخش که آن جان که تو دادیچندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شدپیراهنی از تار وفا دوخته بودمچون تاب جفای تو نیاورد کفن شدهر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفتآن هم صنمی بهر پرستیدن من شدعشّاق تو هر یک به نوایی ز تو خشنودگر شد ستمی...
تسلیم نشو!
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
هر چه در روی تو گویند به زیبایی هستوان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هستسروها دیدم در باغ و تأمل کردمقامتی نیست که چون تو به دلآرایی هستای که مانند تو بلبل به سخندانی نیستنتوان گفت که طوطی به شکرخایی هستنه تو را از من مسکین نه گل خندان راخبر از مشغلهٔ بلبل سودایی هستراست گفتی که فرج یابی اگر صبر کن...
شیرجههای نرفته
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
جنگ از طرف دوست دلآزار نباشدیاری که تحمل نکند یار نباشدگر بانگ برآید که سری در قدمی رفتبسیار مگویید که بسیار نباشدآن بار که گردون نکشد یار سبکروحگر بر دل عشاق نهد بار نباشدتا رنج تحمل نکنی گنج نبینیتا شب نرود صبح پدیدار نباشدآهنگ دراز شب رنجوری مشتاقبا آن نتوان گفت که بیدار نباشداز دیدهی من پرس ک...
هیچ تا بیکران
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیستگویا صدای نعره و بانگ اذان یکیستیکسوی بر یزید و دگرسوی بر حسینخلقی گریستند ولی روضهخوان یکیستافسرده از مطالعهی زهر و پادزهردیدم دو شیشهاند ولیکن دکان یکیستدر عصر ظلم، ظلم و به دوران عدل، ظلمدر کفر و دین مسافرم و ارمغان یکیستدر گوش من مقایسهی خیر و شر مخوانچ...
عجیب!
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
پی یک اشتباه ناجورم، باغ ممنوع سیب می خواهمتا بفهمند نازنین منی، قد زلفت رقیب می خواهممادرم گفت: دل نبند و برو، هرکجا روی نازنینی هستآه مادر، دلم زدستم رفت، ختم امن یجیب می خواهمپدرم گفت: بچه جان بس کن! حرفهای عجیب می شنومآه آری پدر، عجیب، عجیب، خاطرش را عــــجیب می خواهمباز فر می خورند دور سرم، این...
جهانِ خالی
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
جهان ز جنسِ اثرهای این و آن خالیستبه هرزه وهم مچینید، کاین دکان خالیستگرفته است حوادث، جهاتِ امکان راز عافیت چه زمین و چه آسمان خالیستبه رنگِ چنبرِ دف در طلسمِ پیکر مابه هرچه دست زنی منزلِ فغان خالیستز شُکرِ تیغِ تو، یارب چهسان برون آیددهانِ زخمِ اسیری که از زبان خالیستاگرچه شوقِ تو لبریزِ حی...
چرا؟
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
پیش ما سوختگان، مسجد و میخانه یکیستحرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکی استاینهمه جنگ و جدل حاصل کوتهنظریستگر نظر پاک کنی، کعبه و بتخانه یکیستهر کسی قصه شوقش به زبانی گویدچون نکو مینگرم، حاصل افسانه یکیستاینهمه قصه ز سودای گرفتارانستورنه از روز ازل، دام یکی، دانه یکیستره هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه...
والا!
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشممُهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشمقصدِ جان است طمع در لبِ جانان کردنتو مرا بین که در این کار به جان میکوشممن کِی آزاد شَوَم از غمِ دل؟ چون هر دَمهندویِ زلفِ بُتی حلقه کُنَد در گوشمحاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویشاین قَدَر هست که گَه گَه قدحی مینوشمهست ام...
بنام عشق وطن
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
با عشق وطن مندرجات ذیل را در اینجا ثبت مینمایم، شاید بعد از من یادگار بماند و موجب آمرزش روح من باشد باید دانست: این ابیات فقط و فقط اثر احساسات ناشیه از معاهده دولتین انگلستان و ایران است که از طبع من تراوش کرده و این نبوده مگر این قرارداد در ذهن این بنده جز «یک معامله فروش ایران به انگلستان!» طور...
قفا
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرمخبر از پای ندارم که زمین میسپرممیروم بیدل و بی یار و یقین میدانمکه من بیدل بی یار نه مرد سفرمخاک من زنده به تأثیر هوای لب توستسازگاری نکند آب و هوای دگرموه که گر بر سر کوی تو شبی روز کنمغلغل اندر ملکوت افتد از آه سحرمپای میپیچم و چون پای دلم میپیچدبار میبندم و...
صراط مستقیم
◷
تاریخ انتشار: 1404/9/10 | ساعت: 5:09
زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیستدر حقِ ما هر چه گوید جایِ هیچ اکراه نیستدر طریقت هر چه پیشِ سالک آید خیرِ اوستدر صراطِ مستقیم ای دل کسی گمراه نیستتا چه بازی رخ نماید بیدَقی خواهیم راندعرصهٔ شطرنجِ رندان را مجالِ شاه نیستچیست این سقفِ بلندِ سادهٔ بسیارنقش؟زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیستاین چه ...
ذهن آشفته من
◷
تاریخ انتشار: 1403/5/15 | ساعت: 9:12
مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شدقضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شدرقیب آزارها فرمود و جایِ آشتی نگذاشتمگر آهِ سحرخیزان سویِ گردون نخواهد شد؟مرا روزِ ازل کاری به جز رندی نفرمودندهر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شدخدا را محتسب ما را به فریادِ دَف و نِی بخشکه سازِ شرع از این افسان...