اگر به جان عزیزِ تو غم نریخته بودم
اگر که زندگیات را به هم نریخته بودم!
اگر که دور تنت، دست من طناب نمیشد
اگر که خستگیام بر سرت خراب نمیشد
اگر که در کفن زندگی اسیر نبودیم
اگر که وارث این درد ناگزیر نبودیم
اگر که صاعقه بر سقف خیس خانه نمیزد
اگر به شانهیمان غصه تازیانه نمیزد
اگر که سایهی این بیکسی بزرگ نمیماند
اگر که خانهیمان آشیان گرگ نمیماند
اگر من و تو درین زندگی غریب نبودیم
اگر که طعمهی این شهر نانجیب نبودیم
اگر به من تنِ سبزِ تو قول سیب نمیداد
اگر که روح تو نعش مرا فریب نمیداد
اگر که بستهی این بزرخ سیاه نبودی
اگر کنار من اینقدر بیگناه نبودی
اگر همیشه فقط این نبود زندگی ما
سکوت یک شب غمگین نبود زندگی ما
اگر که خاطرههامان نصیب باد نمیشد
اگر دوباره اگرهایمان زیاد نمیشد...
قرار نیست به این کوچه نوبهار بیاید
قرار نیست اگرهایمان به کار بیاید!
قرار نیست کمی اتفاق خوب بیفتد
که دشت پنجرهی بستهمان بهار بیاید
قرار نیست که پایان قصه تلخ نباشد
میان سفرهیمان غیر زهرمار بیاید!
قرار نیست کسی از میان مردم دنیا
برای بردن این نعش بیمزار بیاید
قرار نیست که فردای نارسیدهی روشن
برای دیدن این قوم سوگوار بیاید
قرار نیست که خوشبختی تلف شدهی ما
پس از تحمل یک عمر انتظار بیاید...
دعا کنیم که این شعر، بیپرنده نماند
دعا کنیم زمستان شوم زنده نماند
دعا کنیم که هر شاخه شکل دار نگیرد
دوباره کوچهیمان بوی انفجار نگیرد
دعا کنیم که آینده بیفروغ نباشد
دعا کنیم... دعاهایمان دروغ... نباشد...
- حامد ابراهیمپور -

پ ن ۱: من گم شدهام هر چه بگردی خبری نیست
جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست
یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم
دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست
دلگیرم ازین شهر پس از من هوایش
آنگونه که در شأن تو باشد بپری نیست
ای کاش کسی باشد و کابوس که دیدی
در گوش تو آرام بگوید: خبری نیست
هرجا نکنی باز سر درد دلت را...
چون دامن تر هست ولی چشم تری نیست
من چند قدم رفتم و برگشتم و دیدم
در بسته شد آنگونه که انگار دری نیست...
- مهدی فرجی -
پ ن ۲: کوه من گریه نمیکرد و نمیدانستم
کوها اشک ندارند...
فـ
ر
و
می
ریـ
زند...
- رویا ابراهیمی -
پ ن ۳: دانلود (وارث / شادمهر)

ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136