گفتند «طی شدهست زمستان»، دروغ بود
گنجشکهای مرده، بهاران دروغ بود
از ارتفاع خشک درختان، کلاغها
فریاد میکشند که باران دروغ بود
گمراه اگر شدیم به تدبیر خود شدیم
اینها که بستهایم به شیطان، دروغ بود
یا ما نهال خرم خلقت نبودهایم
یا وعدههای شوکت انسان، دروغ بود
گَردی که داشت دامن صحرا، فرونشست
یعنی دروغ بود سواران... دروغ بود...
بیهوده انتظار تهمتن چه میکشید؟
افسانه بود رستم دستان... دروغ... بود...
- حسن احمدیفر -
پ ن ۱: شاید که سفرههای پر از نان برای بعد
در خانه فقر آمده، ایمان برای بعد
یک روز دوست پشت در خانهاش نوشت:
« ما خستهایم، دیدن مهمان برای بعد»!
- احسان ایزدی -
پ ن ۲: به نیمهی پر لیوان بچسب لوط! که قومت
هر آنچه داشته باشد، حرامزاده ندارد!
- حسین زحمتکش -
پ ن ۳:
هلنا: از اینکه داری پیر میشی ناراحت نیستی؟
ایزاک: معلومه که نه! همهچی داره بدتر میشه... آدمای بدتر، هوای بدتر، جنگهای بدتر! خوشحالم که دارم میمیرم!
- فانی و الکساندر / اینگمار برگمان / ۱۹۸۲ -

ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: دروغ,
نویسنده:
بازدید: 129