بعد تو منظره کوچهٔ مان فرق نکرد
پنجره، چهره من، سوز اذان... فرق نکرد
سر هر پیچ که عمداً به تو بر میخوردم
سرخی صورت من از هیجان فرق نکرد
بعد تو مادرم از عشق مرا میترساند
حس من زیر قدمهای زمان فرق نکرد
بی تو درگیر خیالات پر از درد شدم
روی بوم غزلم رنگ خزان فرق نکرد
روز و شب خوانده شدی در دل هر تصنیفی
بعد تو سوز قمر، لحن بنان... فرق نکرد
مردی از جنس تو در قصه من مانده هنوز
سالها رفت ولی... مرد جوان فرق نکرد
هر چه میخواستم از شب به حقیقت پیوست
روز شد... چهره بی رحم جهان... فرق نکرد...
- صنم نافع -
پ ن ۱:
نگاهش میکنم شاید
به سمتم سربگرداند
سر او بر نمیگردد
مگر تقدیر برگردد... !
- یاسر قنبرلو -
پ ن ۲: من کاشف اصالت زیبایی توام
مفتون روح پاک و فریبایی توام
تو با نوشخند مهر
با واژه محبت
فرسوده جان محتضرم را از بند درد
آزاد میکنی
و با نوازشت
این خشکزار خاطرهام را
آباد میکنی
با سدی از سکوت
در من
رساترین تلاطم ساکن را
بنیاد میکنی
با این سکوت سخت هراسانگیز...
بیداد میکنی...
- حمید مصدق -
پ ن ۳:
پشت سر آتیشه و دود/خاطرات رفته از دست
روبرو گم شده تو مه/وسط کوچه بنبست
سفر بدون مقصد/چمدونِ پرِ خالی
آرزوی با تو بودن/توو یه دنیای خیالی
پرسه توو شبای غربت/ تک و تنها توو خیابون
فکر چشمات قبل هر خواب/یاد دستات زیرِ بارون
ای امید زنده موندن/توو روزای غیرممکن
«ای به داد من رسیده/یاور همیشه مومن»
روز و شب نوشتن از هیچ/زل زدن به سقف خونه
نصفه شبها گریه کردن/با یه شعر عاشقونه
توو تن داغ برهنهت/واسه غربتم وطن باش!
ای سراسر ناامیدی/آخرین امید من باش
با تمام خستگیهات/خستگیهامو بغل کن
یه سوال بی جوابم/منو توی گریه حل کن
ای امید زنده موندن/توو روزای غیرممکن
«ای به داد من رسیده/یاور همیشه مومن»
- سید مهدی موسوی -

ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 140