مظهر گناه

خرید بک لینک

ای تلخ ! ای شرنگ !

ای خانه زاد ننگ !

ای دزد بدسرشت !

ای خائن دورنگ !

گر در فلک ستاره شوی آرمت به چنگ

ور ماه نقره فام شوی پوشمت به شب

گر شب شوی به ضجه برانگیزمت ز خواب

ور در جهان به نام شوی پیچمت به ننگ

آب حیات اگر بشوی ریزمت به خاک

گر گل شوی به باغ و چمن می دهم به باد

گر دامنی زِ غنچه شوی افکنم به آب

ور در میانه دم زنی از صلح و آشتی

با هر فریب و حیله برانگیزمت به جنگ

ای خانه زاد ننگ !

ای خائن دورنگ !

گر بر رخم غبار شوی شویمت به اشک

گر بر لبم ترانه شوی سوزمت به آه

گر یوسف زمانه شوی افکنم به چاه

گر جام پادشاه شوی کوبمت به سنگ

ای پست تیره رای !

ای خانه زاد ننگ !

دریا اگر شوی به خروش آرمت چو موج

گر بر شوی به ابر فرود آرمت ز اوج

گر پا نهی به بزم برون رانمت به قهر

شهدم اگر دهی بنهم روی در شرنگ

گر بر شوی به کوه بیندازمت ز پای

گر صخره یی بزرگ شوی برکنم ز جای

آیینه گر شوی نهمت در میان زنگ

گر زلف چون کمند شوی می بُرم به تیغ

ور در هوا عقاب شوی می زنم به تیر

آن گونه کز زمین و زمان آرمت به تنگ

گر چون سگان کوی ، فغان برکشی ز دل

هر لحظه گردن تو ببندم به پالهنگ

عیش از دور باد

ای خائن دورنگ !

چشم تو کور باد !

ای تلخ ! ای شرنگ !

ای دزد بدسرشت !

فکرت گسسته باد !

ای خانه زاد ننگ !

روح تو خسته باد !

دست تو بسته باد !

چون نام تو عشیره تو سرشکسته باد !

اما تو نه ستاره شوی ، نه چمن ، نه ماه

ای پست روسیاه !

ای آب زیرکاه !

ای دشمن شرف !

ای مظهر گناه !

تو زخم کهنه ئی

ای خوک جیفه خوار !

ای ننگ روزگار !

باید چو مار بادیه ها کوبمت به سنگ

ای خانه زاد ننگ !

ای تلخ ! ای شرنگ !

عیش از تو دورباد

ای خائن دورنگ !

- مهدی سهیلی -

پ ن 1 : چو گلدان خالی لبِ پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم !

- قیصر امین پور -

پ ن 2 : زخم های من داستان هایی برای گفتن دارند ،

آن ها همواره دوران هایی را به من یادآوری می کنند

که زندگی قصد داشت مرا درهم شکند و خرد کند !

ولی نتوانست ...

پ ن 3 : دنیا جای بهتری نمی شود ...

ما باید قوی تر شویم ...

پ ن 4 : دانلود ( بد شدم - یاسر بختیاری (یاس) )

خ ن : ما آدما خیلی خیلی بیشتر از اونچه که به نظر می رسه

روی زندگی هم اثر میذاریم !

چون آدمیم ! سنگ نیستیم !

ولی فهمیدن همین حقیقت کوچیک برای خیلی ها سخته !

...

دروغ می گن ، نامردی می کنن ، خیانت می کنن ، نارو می زنن ،

با خودخواهی و خودبینی های بیجا و الکی به بقیه ضربه می زنن ،

بدون کوچک ترین عذاب وجدانی با زندگی و عمر بقیه بازی می کنن ،

سعی می کنن بدی های خودشون رو با بد نشون دادن بقیه پنهان کنن ،

آدم های ترسناکی که دنیای حقیری دارن !

آدم های ترسناکی که توی پَست ترین سطح زندگی منجمد شدن !

خیلی عجیبه ! کسایی مثل همین آتش نشان ها که زندگی خودشون رو می دن

و با شجاعت می رن تو دل آتیش ،

و در مقابل آدم نماهایی که در برابر (مرگ و نابودی تو) و (یکساعت دروغ نگفتن)

بدون لحظه ای مکث ، مرگ تو رو انتخاب می کنن !!

این آدم ها رو نبخشید !

اگه زورتون می رسه حقشون و بدید !

اگه هم نه مثل من به این شعر

و به امید عدالت توی زندگی و پادرمیونی خدا اکتفا کنید !

هیچ...

ما را در سایت هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 13:13

صفحه بندی