اناالحق

خرید بک لینک

محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته ام

من همه تن اناالحقم ، کجاست دار ؟ خسته ام

در همه جای این زمین ، همنفسم کسی نبود

زمین دیار غربت است ، ازین دیار خسته ام

کشیده سرنوشت من به دفترم خطّ عذاب

از آن خطی که او نوشت به یادگار خسته ام

در انتظار معجزه ، فصل به فصل رفته ام

هم از خزان تکیده ام ، هم از بهار خسته ام

به گرد خویش گشته ام ، سوار این چرخ و فلک

بس است تکرارِ ملال ، زِ روزگار خسته ام

دلم نمی تپد چرا ، به شوق این همه صدا

من از عذابِ کوه بغض ، به کوله بار خسته ام

همیشه من دویده ام ، به سوی مسلخ غبار

از آن که گم نمی شوم در این غبار ، خسته ام

به من تمام می شود ، سلسله ای رو به زوال

من از تبارِ حسرتم که از تبار خسته ام

قمار بی برنده ایست ، قمار تلخ زندگی

چه برده و چه باخته ، ازین قمار خسته ام

گذشته از جاده ما ، تهی ترین غبارها

از این غبار بی سوار ، از انتظار خسته ام

همیشه یاور است یار ، ولی نه آن که یار ماست

از آن که یار شد مرا دیدن یار ، خسته ام

- ازدلان سرفراز -

پ ن 1 : بزرگ ترین گناهی را که یک انسان می تواند مرتکب شود ، مرتکب شدم !

خوشبخت ... نبوده ام ...

- خورخه لوئیس بورخس -

پ ن 2 : برای آن چه که دوستش داری

از جان باید بگذری

بعد ...

می ماند زندگی

و آنچه که دوستش داشتی ...

- شمس لنگرودی -

پ ن 3 : می دونی چیه ؟

از یه جایی به بعد فقط به اشیا عشق می ورزی !

لب های فنجونتو می بوسی

گلدوناتو نوازش می کنی

به کفش هات عادت می کنی

و پیرهنتو در آغوش می کشی و به کوه دل می سپری

این عشق ها زوال ندارن انگار ...

- ؟ -

هیچ...

ما را در سایت هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 13:13

صفحه بندی