تو می روی و دل زِ دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود
دلی شکستی و به هفت آسمان
هنوز بانگ این شکست می رود
کجا توان گریخت زین بلای عشق
که بر سر من از الست می رود
نمی خورد غم خمار عاشقان
که جام ما شکست و مست می رود
از آن فراز و این فرود غم مخور
زمانه بر بلند و پست می رود
بیا که جان سایه بی غمت مباد
وگرنه جان غم پرست می رود
شبِ غمِ تو نیز بگذرد ولی
در این میان دلی زِ دست می رود ...
- هوشنگ ابتهاج -
پ ن 1 :
تا به فکرم می رسد با من چه کردی ... بگذریم
مرگ مرهم می شود وقتی که دردی ... بگذریم
سبز بودم بر درختی تا تو را دیدم ، ببین
برگ هم عاشق شود ، کم کم به زردی ... بگذریم
من تو را از دور هم می دیدم و راضی ، تو خود
خواستی نزدیک من باشی ، به مردی ... بگذریم
(آنقَدَرها که تو را می خواهمت ، می خواهی ام ؟)
در کشاکش بودم و در سر نَبَردی ... بگذریم
من تمام زندگی را باختم ، این درد نیست !
درد این حسِ من و عشقت به فردی ... بگذریم
یک نگاه سرد بندازی به رویم ، رفته ام
قاصدک دیدی وزد تا باد سردی ... ؟ بگذریم
عشق گفتی نیست در عالم فقط در قصه هاست !
قصه ما سر رسید اما بگردی ... بگذریم
- محمد تاجیک -
پ ن 2 : نه به چاهی ... نه به دام هوسی افتاده ،
دلم انگار فقط ... یاد کسی افتاده ... !
- سجاد رشیدی -
پ ن 3 :
اسدالله میرزا : اگه توی دریا غرق شده باشی ،
و اون لحظه ای که داره جون از تنت در میره ،
یه نهنگ پیدا بشه و نجاتت بده
شکلش به چشمت از ستاره های سینما هم خوشگل تر میاد !
فقط می خواستم بگم اگه لیلی با پوری رفت ، تو چیز مهمی گم نکردی !
اگه قرار باشه یک روزی به خاطر عبدالقادر بغدادی یا موصلی ولت کنه ،
چه بهتر که از همین حالا با پوری بره ... ! بره !
اینجا لیلی خیلی مهم نیست ...
این خیلی مهمه که تو عشق رو شناختی !
ایرج پزشکزاد - دایی جان ناپلئون
*** سکانس کامل رو می تونید توی ادامه مطلب بخونید.
پ ن 4 : می خواست بگوید که ... [شب و گریه مرد]
می خواست بگوید که ... [سکوتی از درد]
گفتند به ما که لالِ مادرزاد است !
این قاصدکی که باد با خود آورد
- سید مهدی موسوی -
https://telegram.me/be5tpoems

ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: بگذریم شهاب مظفری,بگذریم به انگلیسی,بگذریم بهناز علیپور, نویسنده: بازدید: 202