روی پیشانیم سیاه شده
دستمال سپید مرطوبم
دارم از دست می روم اما ...
نگرانم نباش ! من خوبم !
هیچ حسّی ندارم از بودن
تیغ حس می کند جنونم را
دارم از دست می دهم کم کم
آخرین قطره های خونم را
در صفِ جبرِ خاک منتظرم
اختیار زمان تمام شود
زندگی مثل فحش ارزان بود !
مرگ باید گران تمام شود !
از سرم مثل آب می گذرد
خاطرانی که تلخ و شیرین است
زندگی را به خواب می بینم
مرگ ، تعبیر ابن سیرین است !
در سرت کلّ خانه چرخیدن
توی تقدیر ، در به در گشتن
هیچ راهی برایِ رفتن نیست
هیچ راهی برای برگشتن
خودکشی بر چهارپایه عشق
مثل اثبات ، دال و مدلولی است
نگرانم نباش ... من خوبم
مرگ یک اتفاق معمولی است !
- یاسر قنبرلو -
پ ن 1 : چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهی شان ببینی ،
باز می آیند . باز سنگین و بی رحم می آیند
و گرد تو را می گیرند و توی چشم و جانت می روند
و همه وجودت را پُر می کنند و آن را می ربایند ،
که دیگر تو نمی مانی ،
که دیگر تو نمانده ای که آن ها را بخواهی یا نخواهی !
آن ها تو را از خودت بیرون رانده اند
و جایت را گرفته اند و ... خود تو شده اند ...
دیگر تو نیستی که درد را حس کنی
تو خود درد شده ای ...
- ابراهیم گلستان -
پ ن 2 : به خاطر هراسِ از دست دادن ،
چه چیزهایی که از دست ندادیم ...
- پائولو کوئیلو -
پ ن 3 : دانلود ( مرغ سحر - فرهاد )
( راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد
از پیِ دزدی ، وطن و دین بهانه شد
دیده تَر شد ...
- ملک الشعرای بهار - )

ما را در سایت هیچ دنبال میکنید
برچسب: مرگ یک اتفاق معمولی است, نویسنده: بازدید: 141