
یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلستان غم مخورای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکنوین سر شوریده باز آید به سامان غم مخورگر بهار عمر باشد باز بر تخت چمنچتر گل در سر کشی ای مرغ خوش...
ادامه مطلب
فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص به دوست داشتنم بینِ دوستش داری ! به خواب رفتمت از گریه های تکراری تماس های کسی ناشناس از خط ... به استخوان سرم زیر حرکت مته که می شود به رگ و پوست ، از تو تیغ کشید که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید که می شود وسط وان ، دچار فلسفه شد که زیر آب فرو رفت ... واقعا خفه شد ! که مثل من ، ته آهنگ " راک " گریه کنی ! جلوی پاش بیفتی به خاک ... گریه کنی که می شود چمدانت شد و مسافر شد میان دست تو سیگار بود و شاعر شد که می شود وسط سینه ات موا...
ادامه مطلب