هیچ

متن مرتبط با «آن شب اردیبهشت» در سایت هیچ نوشته شده است

از آنچه نیست مخور غم، از آنچه هست برون آ

  • نیلوبلاگ

    ز بامداد دلم میپرد به سوداییچو وام دار مرا میکند تقاضاییعجب به خواب چه دیدهست دوش این دل منکه هست در سرم امروز شور و صفراییولی دلم چه کند چون موکلان قضاهمیرسند پیاپی به دل ز بالاییپرست خانه دل از موکل عجمیکه نیست یک سر سوزن بهانه را جاییبهانه نیست وگر هست کو زبان و دلیگریز نیست وگر هست کو مرا پاییجهان که آمد و ما همچو سیل از سر کوهروان و رقص کنانیم تا به دریاییاگر چه سیل بنالد ز راه ناهموارقدم قدم بودش در سفر تماشاییچگونه زار ننالم من از کسی که گرفتبه هر دو دست و دهان او مرا چو سرناییهوس نشسته ک...

    ادامه مطلب
  • آن شب ...

  • نیلوبلاگ

    xa0آن شب صدای گریه و فریاد می آمد آن شب توxa0تنهاxa0مانده بودی ... باد می آمد آن شب صدایی شیشه ها را مضطرب می کرد باران تندی درxa0امیرآبادxa0می آمد باران نه ... اشک شادیِxa0اردیجهنمxa0بود وقتی برای زادن خرداد می آمد دنیا شبیه کوسه ای مشتاق خونت بود در آب اگر یک قطره می افتاد ، می آمد ترسیده بودیxa0، شعر می خواندی ،xa0زنی تنها از فصل های سردِ فرخزاد می آمد جمعه تو را می زد ... صدای سوت گنجشکی از حوض بی نقاشی فرهاد می آمد آن شب اتاقت سرخ شد ، آن شب تو را بردند آن شب تو تنها مانده بودی ... باد ... ...

    ادامه مطلب